تبليغاتX
رۆچنه
رۆچنه

فکری - فرهنگی - سیاسی - اجتماعی - خبری

پيام دبيركل جماعت دعوت و اصلاح ايران به مناسبت درگذشت آيت الله منتظري

بسم الله الرحمن الرحیم

إنا لله و إنا إلیه راجعون

خبر درگذشت فقیه روشن‌ضمیر و مبارز نستوه، آیت‌الله حسینعلی منتظری واصل و مایه تأسف و تأثر شد. بدینوسیله از جانب خود و به نمایندگی از خواهران و برادرانم در جماعت دعوت و اصلاح ایران، ضمن تقدیم مراتب تسلیت و تعزیت  به محضر عموم ملت شریف ایران، به‌ویژه بیت مكرم و مقلدین ایشان و علمای بزرگوار، مغفرت و رضوان الهی را برایشان از خداوندگار یكتا مسألت می‌نمایم.

عبدالرحمن پیرانی

دبیركل جماعت دعوت و اصلاح ایران

29/9/88

نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 3:50 توسط kd| |
Large

Large
Large

Large

Large

Large

Large

Large

Large
 
نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 3:45 توسط kd| |
كلمه: 

نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 3:36 توسط kd| |
 

از تأخير پيش آمده در بروزرساني روچنه پوزش مي‌خواهيم.

نوشته شده در چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 3:17 توسط kd| |

 متاسفم که ۱۶ آذر امکان حضورم در دانشگاه فراهم نشد

 برای ستمی که به جمهوری اسلامی می‌شود غصه می‌‌خورم

کلمه:رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «وضعیت کنونی جنگ میان اصولگرایان و اصلاح‌طلبان نیست»، اظهار داشت:«در حال حاضر بسیاری از اصولگرایان هم از این وضع ناراحتند، امروز حتی اصولگرایان عاقل را نیز حذف می‌کنند که این دیدگاه خطرناکی است و بنده هشدار می‌دهم که این امر به زیان جمهوری اسلامی است.»

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی پس از انتخابات در دیدار با رییس دولت اصلاحات، ضمن تبریک عید غدیر، از آنچه در این چند ماه بر آنان رفته است با وی سخن گفتند و سید محمد خاتمی را از آخرین وضعیت عزیزان دربند خود آگاه ساختند.

به گزارش سایت باران حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی در این دیدار با تبریک عید سعید غدیر به حاضران و پیروان راستین امیرالمومین (ع) گفت:«معمولا در روزهایی چون عید غدیر و سایر اعیاد، با بسیاری از عزیزترین عزیزانمان که با آنها سابقه همکاری و دوستی داشتیم و آنها را خدمتگزاران خوب نظام و جامعه و اهل فکر و تدبیر و ایمان می‌دانستیم هم دیدار داشتیم و چهره خوب و مصمم آنها را می‌دیدیم و افتخار می‌کردیم که نظام جمهوری اسلامی از این نیروهای مومن و مقاوم و مخلص برخوردار است اما امسال از دیدارشان محرومیم.»

وی با اشاره به مصادف شدن این دیدار همزمان با عیدغدیر و ۱۶آذر،غدیر را نماد، مظهر،خاستگاه و سرچشمه شیوه، منش و روشی عنوان کرد که ایرانیان در تاریخ انتخاب کردند که رهبر، نماد و الگوی آن امام علی(ع) است.

رئیس دولت اصلاحات افزود:« ۱۶ آذر نیز روزی نمادین است، کمتر از ۴ ماه بعد از کودتای ننگین آمریکایی در ایران اولین جرقه‌های اعتراض و حضور و زندگی را در دانشگاه‌ها و دانشگاه تهران دیدیم و سه قطره خون مبارکی که بعدها می‌بایست جوشان شود و بصورت نهر خروشان در ۲۲ بهمن در بیاید و در صورت انقلاب اسلامی تجلی پیدا کند ریخته شد.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:« آن ۳ قطره خون پیش‌پای نماینده قدرتی که در ایران کودتا کرده بود و بعدها اسنادش هم در آمد ریخته شد و نشان داد دانشگاه ما به نمایندگی از ملت ایران در مقابل استبداد و در مقابل حکومت کودتا و هم در مقابل سلطه بیگانه ایستاده است.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با ابراز تاسف از اینکه ۱۶آذر امسال بر خلاف دوران ریاست‌جمهوری و سال‌های اخیر امکان حضور و گپ و گفت با دانشجویان و شنیدن درد‌دل‌های متقابل فراهم نشد، گفت:« امیدوارم بار دیگر در فضایی قرار بگیریم که ۱۶ آذرها در فضایی آزاد و در حدی که قانون و نظام و مصلحت اجازه می‌دهد و اجازه داده و تامین کرده بتوانیم با آزادی این دیدارها و نشست‌ها و تجمع‌ها را داشته باشیم و در این تجمع‌ها و نشست‌ها دل‌هایمان را به هم نزدیک تر کنیم.»

وی با اشاره به یکی از مصاحبه‌هایی که با حضرت امام خمینی(ره) در آستانه انقلاب انجام شد، اظهار داشت:«در آن مصاحبه از امام راحل سئوال شد که این جمهوری اسلامی که شما می‌گوئید چیست؟ امام فرمودند پاسخ روشن است،جمهوری به همان معنایی است که هعه عالم قبول دارند.»

رئیس بنیاد باران افزود:«این دیدگاه امام راحل از آن جهت حائز اهمین است که که انقلاب ما برای تحمیل رژیمی که از بالا فقط از مردم اطاعت بخواهد نیست، بلکه متناسب با دستاوردی است که بشر در طول تاریخ داشته و همچنین و آن ظرفیتی که اسلام دارد؛ این نظامی که عرضه می‌شود با این معیارها سازگار است که همان معیار مردم سالاری باشد که تجلی آن در جمهوری است و امام هم تاکید می‌کنند به همان معنایی که در دنیا هست.»

خاتمی تاکید کرد:«جمهوری یعنی مردم انتخاب می‌کنند، حاکمانشان را تحت نظر قرار می‌دهند، می توانند به آنها انتقاد بکنند، می‌توانند آنها را بدون توسل به زور جا به جا کنند، حکومت‌ها در مقابل مردم مسئولند، ملاک و میزان رای مردم هست ،مردم حرمت دارند، ارباب واقعی یک جامعه خود مردم هستند و حاکمان نه اربابان مردم که خدمتگزاران بر آمده از اراده مرم هستند ؛ امام خمینی افزودند مراد از اسلامی اینکه ارزش ها و معیار های الهی و اسلامی بر جامعه حاکم باشد.»


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 23:23 توسط kd| |

آخرین اخبار کلمه

سازماندهی ۲۰۰۰ نفر با کارت دعوت جشن امام علی برای وارد به دانشگاه تهران و برخورد با دانشجویان

استادان دانشگاه شهید بهشتی به جمع دانشجویان معترض پیوستند

در پی اخراج از محل کار؛نامه نرگس محمدی به محمود احمدی نژاد

نامه مهدی کروبی به ضرغامی; آیا می دانید به دست خود تبر به تنه چه درختی می زنید؟

حمله لباس شخصی ها به دانشکده فنی دانشگاه تهران

روایت سید هادی خامنه‌ای از توقیف حیات نو

صدور دو رای تبرئه، دو رای تعلیق و دو رای مشمول تخفیف درباره تعدادی از متهمان حوادث اخیر

بادامچیان:احمدی‌نژاد یک حرفی زده؛ شما علمش نکنید

نگاهی به پرونده منتقدان اقتصادی؛ اقتصاددانانی که سکوت را ترجیح داده‌اند

خواهراحمدی‌نژاد شکلات سبز را نخورد!

ناجا:دستگیری بیش از۲۰۰نفردر۱۶آذرتهران

رئوفیان: مهمترین عامل بازدارنده تدوین طرح وحدت ملی طرفداران رادیکال دولت هستند

قنبری:معترضان علی‌رغم همه برخوردهای خشن همچنان در صحنه هستند

ادامه تدابیر امنیتی اطراف میدان انقلاب

متاسفم که ۱۶ آذر امکان حضورم در دانشگاه فراهم نشد/برای ستمی که به جمهوری اسلامی می‌شود غصه می‌‌خورم

فوری: لباس شخصی ها از اطراف فرهنگستان هنر عقب نشینی کردند

محسنی اژه‌ای:دادگاههای علنی برای توضیح عدم تقلب در انتخابات بود

حاضری : اجرای قانون اساسی گامی بسوی وحدت است

کیهان این بار به نیامدن موسوی و کروبی به تجمع اعتراض کرد!

لاریجانی: گزارش کمیته ویژه مجلس درباره حوادث انتخابات را هنوز به من نداند

لباس شخصی ها مانع خروج میرحسین از فرهنگستان هنر شدند/تکمیلی:عقب نشینی لباس شخصی ها

دستگیری تعدای از معترضان در تجمعات۱۶آذر

ختم تجمع دانشگاه آزادمشهد باگازاشک آور

حاشیه‌هاى‌ مراسم ۱۶ آذر به روایت حیات‌نو

برگزار ی دادگاه رسیدگی به اتهامات دو تن از بازداشت شدگان حوادث اخیر

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 23:13 توسط kd| |

لباس شخصی ها مانع خروج میرحسین از فرهنگستان هنر شدند

اخبار تکمیلی:لباس شخصی ها از اطراف فرهنگستان هنر عقب نشینی کردند

کلمه:لباس شخصی های موتور سوار با تجمع در مقابل فرهنگستان هنر قصد داشتند مانع از خروج مهندس موسوی از دفتر کارش شوند.

به گزارش خبرنگار کلمه صبح امروز زمانیکه میر حسین موسوی سوار بر ماشین قصد خروج از فرهنگستان هنر(دفتر محل کارش) را داشت با تجمع تعدادی لباس شخصی موتور سوار مواجه شد که راه را برایشان مسدود کرده بودند.

این جمع موتور سوار که حدود ۳۰ -۴۰ نفر هستند از بعد از ظهر گذشته در اطراف فرهنگستان هنر حضور دارند .

امروز زمانی که  لباس شخصی های موتور سوار با تجمع مانع از خروج ماشین مهندس موسوی از پارکینگ فرهنگستان شدند نخست وزیر محبوب امام از ماشین پیاده شد  و به سمت موتور سواران حرکت کرد.

این اتفاق در حالی رخ داد که موتور سواران علیه نخست وزیر محبوب امام شعار سر داده بودند.

میر حسین موسوی   که از تکرار این اتفاق ناراحت شده بود با حرکت به سمت  لباس شخص ها  در میان آنها حاضر شد وخطاب به آنها گفت: شما مامور هستید.ماموریت خود را انجام دهید. من را بکشید، بزنید، تهدید کنید.

این اظهارات نخست وزیر محبوب امام موجب انفعال لباس شخصی ها و پراکندگی آنها شد.

خبرنگار” کلمه”  بدون آنکه خود را معرفی کند به صورت یک فرد عادی به یکی از این موتور سواران نزدیک شد و علت این کارشان را جویا شد که این فرد گفت:ما مامور هستیم که جلوی تردد موسوی را بگیریم.

در حالی که موتورسواران همچنان در اطراف فرهنگستان حضور داشته و به صورت پراکنده مانور می دادند محافظان نخست وزیر محبوب امام با اصرار،  ایشان را به داخل فرهنگستان بر گرداندند.

پیش از این در روز ۱۳ آبان نیز زمانیکه مهندس موسوی قصد خروج از فرهنگستان و حضور در راهپیمایی آن روز را داشت عده ای با تجمع در مقابل پارکینگ فرهنگستان راه را بر ایشان بسته و اجازه خروج ندادند.

لازم به ذکر است روز گذشته نیز عده ای که خود را خواهران بسیجی معرفی کرده بودن به تعقیب دکتر زهرا رهنورد در دانشگاه تهران پرداختند که در نهایت زمانیکه حراست دانشگاه در حال بیرون بردن خانم رهنورد از دانشگاه بود با تعقیب خودرو حراست دانشگاه در میانه خیابان وصال  گاز فلفل را از فاصله ۲۰ تا ۲۵ سانتی بر صورت  رهنورد پاشیدند که منجر به تنگی نفس و نابینایی موقتش شد. در آن لحظه اهالی و مغازه دارهای اطراف هرکدام به نحوی نسبت به نجات او اقدام کردند.

اخبار تکمیلی:لباس شخصی ها از اطراف فرهنگستان هنر عقب نشینی کردند

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 23:9 توسط kd| |
Large

Large

Large
Large

Large
Large
نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 0:59 توسط kd| |

 
۱۶ آذر: تجمعات دانشجويان در دانشگاه‌های مختلف، حمله نيروهای ضد شورش به مردم و بازداشت‌های وسيع
۱۶ آذر، روز دانشجو، با وجود تدابير شديد امنيتی در دانشگاه‌های مختلف کشور و همچنين توسط مردم در خيابان‌ها برگزار شد. در تهران نيروهای نظامی و لباس‌شخصی خيابان‌ها، به‌ويژه خيابان‌های اطراف دانشگاه‌ تهران را قرق کرده‌بودند و به شدت مردم را کنترل می‌کردند. در نقاط مختلف تهران، از جمله ميدان ولی‌عصر، ميدان امام‌حسين، ميدان انقلاب و... نيروهای ضد شورش با باتوم و گاز اشک‌آور به مردم حمله کردند. آن‌ها تعداد زيادی از مردم را بازداشت کردند. دانشگاه‌های تهران، پلی‌تکنيک، هنر و... صحنه اعتراضات وسيع دانشجويی بود. شعارهای اصلی عليه ديکتاتوری و در دفاع از جنبش سبز بود. همچنين در شهرهای مختلف، از جمله شيراز، مشهد، اصفهان، تبريز، کرمانشاه و همدان نيز اعتراضات روز ۱۶ آذر گزارش شده‌است. [تصاوير ويژه خبرنامه گويا را ببينيد] [تصاوير ويژه خبرنامه گويا از علم و صنعت] [و دانشگاه تهران]

از میان اخبار گویا
16 آذر » سوء قصد به زهرا رهنورد در روز 16 آذر
16 آذر » گزارش تجمع 16 آذر در دانشگاه زنجان (با تصاویر)
16 آذر » تظاهرات در شهر ها علیرغم حضور چشمگیر نیرو های بسیج، رادیو بین المللی فرانسه
16 آذر » گزارش‌ها از بازداشت‌های گسترده در تهران، بی‌بی‌سی
16 آذر » اطلاعيه کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران در باره اعتراضات امروز در ايران و برخورد خشن نيروهای حکومتی با مردم
16 آذر » مردم به اعتراضات خود در سطح تهران ادامه می‌دهند، استقرار نيروهای گارد ويژه در مقابل بيمارستان‌ها، فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران
16 آذر » مجيد توکلی، عضو انجمن اسلامی پلی تکنيک بازداشت شد، اميرکبير
16 آذر » صدور دو کيفرخواست برای محمدرضا نسب عبداللهی، روزنامه نگار شيرازی، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران
16 آذر » جهان نيوز: بازداشت خبرنگاران بی‌بی‌سی در ساختمان جهاد دانشگاهی
16 آذر » دانشگاه بوعلی‌ سينا همدان در روز دانشجو با خاک و خون کشيده شد (خبر رسيده)
16 آذر » گسيل نيروهای سپاه و بسيج به دانشگاه تهران برای اجرای برنامه نمايشی، اميرکبير
16 آذر » نامه ۲۲ چهره شاخص اقتصادی به رئيس قوه قضائيه برای رسيدگی به وضعيت صفايی فراهانی، ايلنا
16 آذر » فارس: "دانشجويان ولايت‌مدار" دانشگاه تهران ۷ هزار نفر بودند!
16 آذر » فارس: ضرب و شتم سه چهار نفر از دانشجويان (بسيجی) توسط هواداران موسوی در دانشگاه تهران
16 آذر » آغاز تظاهرات دانشجويان دانشگاه رازی کرمانشاه (با عکس)، اميرکبير
16 آذر » درگيری شديد در تقاطع فخر رازی، دختران جوان رهبری اين تظاهرات و جنگ‌و‌گريزها را به عهده دارند، فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران
16 آذر » اسامی ۲۳ تن از مادران عزادار در بند
16 آذر » پرستو فروهر ممنوع‌الخروج شد!
16 آذر » تجمع دانشجويان دانشگاه هنر؛ تلاش گارد ويژه برای ممانعت از خروج دانشجويان (همراه با عکس)، اميرکبير
16 آذر » درگيری در تجمع دانشجويان پلی تکنيک؛ ورود نيروهای بسيجی و لباس شخصی از خارج دانشگاه (همراه با عکس)، اميرکبير
16 آذر » گزارش فارس از ۱۶ آذر دانشگاه تهران: دانشجويان طرف‌دار دولت چهار هزار نفر بودند، هواداران موسوی ۳۰۰ نفر
 
نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 0:52 توسط kd| |

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 0:29 توسط kd| |

بیانیه شماره ۱۶ مهندس میرحسین موسوی به مناسبت ۱۶ آذر

جامعه ما اینک شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می‌روند

کلمه: میرحسین موسوی به مناسبت سالروز ۱۶ آذر بیانیه ای صادر کرد. به گزارش “کلمه” متن کامل بیانیه به شرح زیر است

بسم الله الرحمن الرحیم

عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک می‌گویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمان‌های صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت می‌کنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو می‌کنند و از یکدیگر تحفه‌هایی را می‌طلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحران‌زده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفه‌ای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمی‌آید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگ‌تر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیت‌هایی سترگ‌تر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود می‌آورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه می‌تواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوری‌ها را کنار بگذاریم.

روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریک‌ترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر می‌رسید آنچه در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم می‌کرد روح مردم و خواسته‌های تاریخی‌شان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیم‌تر در جان مردم شهادت ‌دادند. این گواهی در سال‌ها و نسل‌های پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایش‌های در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانی که تنها به ظاهر آن می‌نگرند نمایان نمی‌کند. دگرگونی‌های بزرگ معمولا متهمند که یک‌باره روی می‌دهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ می‌کنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی که از اعماق ناپیدای جامعه خبر می‌دهند به راستی ارزشمندند.

جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی ‌گزارش‌هایی از شکل‌گیری جریان‌های عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد می‌کردند می‌توانست و می‌تواند برای عبور کم‌هزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهره‌ها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذی‌قیمت را می‌شکنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکت‌های دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانی تکراری از انکار واقعیت‌ها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمه‌ای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می‌آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آماده‌باش به سر می‌بریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنج‌ها و از جایگاه دلپسند.

چه تلخ است اگر پس از این همه عبرت‌های دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده ‌‌شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حرکت دانشجویی گواه بر واقعیت‌هایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را می‌دانستند، از پیش‌آگهی‌هایی که درباره تحولات دور و نزدیک می‌دهد درس‌ می‌گرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ می‌کردند، خصوصا اینک که دانشجویان نه مستوره‌ای کوچک از مردم، که یکی از وسیع‌ترین و فعال‌ترین قشرها را تشکیل می‌دهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانی قرار نداشتند.

البته این یک قاعده دوسویه است. حرکات دانشجویی هم به اندازه‌ای که از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشه‌دارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است که آنها را ایجاد و ایجاب می‌کند. نسل ما آن زمان که در حرکات دانشجویی شرکت داشتیم به روشنی می‌دید که پیوند با متن جامعه تا چه حد در توانایی‌هایش موثر است. در آن زمان گرایش‌های بسیاری میان دانشجویان به چشم می‌خورد. اگر انجمن‌های اسلامی از همه قوی‌تر بودند به خاطر آن بود که از واقعیت‌‌های اجتماعی بیشتر نمایندگی می‌کردند.

بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیت‌های اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازه‌ای که بتوانند خواست‌ها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور که کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق می‌شود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ ‌کند فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمی‌پاید.

جامعه ما اینک شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می‌روند.

در میان زیبایی‌های بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی می‌کرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه‌شدن‌ها حظی وجود داشت که فطرت‌هایمان می‌پسندید. آن زنجیره‌های سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جان‌‌هایمان نمی‌خواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه‌ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است.

بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از آثار آن است. بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانی است فقط برای «من»، اما در خانه بزرگ برای دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایی که جانش کوچک بود فکر می‌کرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمی‌تواند مالی بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن می‌بیند. همین‌گونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهره‌مند شدن این است که همه با هم بهره‌مند شوند، اما کسانی که کوچکند ظرفی ندارند که در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری که بزرگ است و دینداری که کوچک است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا می‌نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می‌کند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهی می‌بیند که می‌تواند به زیبایی‌های دین رو کند، اگر نتوانسته‌ است حقیقتی را بیابد احتمال درک آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا می‌تواند کوچک باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را که درک نمی‌کند ترک کند و بی‌آن‌که بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بی‌اساس بخواند.

ملت ما اینک دارد نشانه‌های بزرگی خود را به نمایش می‌گذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تکاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی که اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانه‌های آن. نشانه‌هایش را باز می‌گوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه می‌رسد و حیات ما را دیگرگون می‌کند؛ تا به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد می‌کند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولی پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانه‌هایش را پیش‌رویمان قرار داده است.

نشانه‌های بزرگی یک ملت شبیه به صفاتی است که از یک انسان رشید انتظار می‌رود. کسی که آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمان‌گرایی ارتباط خود را با واقعیت‌ها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی که در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود می‌دانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود. تنها و تنها حکمت و واقع‌بینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنش‌های عصبی و لجام‌گسیخته بیانجامد.

به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از فرزندش) نشان می‌دهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینه‌های بی‌دلیل نیست، اما هول‌انگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت‌ را در شجاعتی که مردم ما به نمایش می‌گذارند مشاهده نمی‌کنید؟

به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راه‌حل‌های گره‌گشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنه‌هایی که مردم می‌گشودند بسته می‌شد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راه‌‌‌‌حل‌های جدید خلق می‌کردند.

به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواسته‌هایشان را چنان با حوصله‌ای زندگی می‌کنند که گویی می‌توانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله‌ای که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصله‌ای که از رشد حکایت می‌کند.

و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزش‌های وجودی خود آگاه است. برای زمانی طولانی ما این‌گونه نبودیم. سرهای ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگی خودباوری را از ملت ما گرفته بود، تا این که انقلاب ترمیم این باروی فروریخته را آغاز کرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمه‌های تاریخی پاک کردیم؟ پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار می‌گرفتند متعجب می‌شدیم؟ انگاری احتمال هم نمی‌دادیم که از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بی‌باور به آن که ممکن است کمترین نکته قابل‌ستایشی در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه می‌گشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد این‌گونه واکنش‌ نشان می‌دهد؟ یا او از فضائل خویش آگاه است، به قدری که تمجید‌ها نه جانش را ذوق‌زده می‌کند و نه مسیرش را تغییر می‌دهد. در چند ماه گذشته ملت‌ها ایرانیان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسین‌ها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانه‌های عظمت را تجربه می‌کند.

در سند چشم‌انداز بیست ‌ساله آمده است که ایران باید در سال ۱۴۰۴ قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم که قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ ‌آیا قرار است در حالی که هنوز بزرگ نشده‌ایم لباس‌های بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح کشورهای منطقه طرح‌های عمرانی نیمه‌کاره افتتاح کنیم، یا سفرهای شکست‌خورده‌مان را با امدادهای رسانه‌ای پیروزی بنامیم، یا خود را کانون دائمی جنجال‌ها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت کنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا می‌پرسم که یک کشور تنها زمانی بزرگ است که ملتی بزرگ داشته باشد.

دعایمان مستجاب شد و ملت با تکیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی که شایسته او بود رسید، منتهی مشکل آن است که یک ملت بزرگ نمی‌نشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمی‌کند. وقتی که یک ملت بزرگ می‌شود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند. یک ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع کند که تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن که تنها یک ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند.

از ما می‌خواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود.

مگر نمی‌خواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر می‌پسندند که حق بزرگی آنان را کامل‌تر ادا کند. این مسئله‌ای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، که هزار گره دیگر را نیز می‌گشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنه‌های مشکل در یک انتخابات، محدود بماند.

برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌های بی‌فایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر می‌کنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟

اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی می‌گوییم و شنیده نمی‌شود. اگر می‌شنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک می‌شد؛ آن پیروزی را می‌گویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسان‌ها را همچون جوانه‌های یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ می‌کند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز می‌کند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که می‌کند خجالت بکشد.

اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه‌ها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یک شروع خوب است. یا شنیدم که در عید غدیر مخالفان مردم به یکدیگر شال سبز هدیه می‌دهند. از دیدگاهی که این همراه شما می‌نگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است، زیرا ذی‌جود کسی است که به حیله حیله‌زننده نگاه نمی‌کند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.

میر حسین موسوی

۱۳۸۸/۰۹/۱۵

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 0:22 توسط kd| |
Large

Large

Large

Large

Large

Large

Large

Large
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 0:3 توسط kd| |

برخی از حقوق اهل ذمه

 از دیدگاه استاد شهید ناصر سبحانی

اهل ذمه، غير مسلماناني هستند كه تحت فرمانروايي حكومت اسلامي زندگی می­کنند، و در صورت داشتن شرايط و توانایی، دارای ولایتی خودمختار براي خود خواهند بود و يا ممكن است در مقیاسی کوچک­تر، شهری یا محله­ای به آن­ها اختصاص یابد.

برخی از حقوق اهل ذمه:

1– اهل ذمه اجازه‌ي تصدی اموری چون: خلافت، عضويت در شورا، قضاوت در دادگاه­های اسلامی و مناصبی که مربوط به سرپرستی امور مسلمین است را ندارند، اما در بقيه‌ي امور مجاز هستند.

2– در حكومت اسلامي قوانين تغيير نمي‌يابد اما حقوق اهل ذمه در همه حال رعايت مي‌شود.

3– جزيه تنها از كسي گرفته مي‌شود كه توانایی شرکت در جنگ را داشته باشد.

4– اماكن مقدس آنها از تعرض محفوظ است.

5– در انجام مراسم مذهبي در منطقه­ی خود كاملاً آزاد هستند، اما در مناطقی كه متعلق به مسلمانان است بايد در اماكن مقدس متعلق به خودشان مراسم مذهبی­شان را برگزار كنند، نه در اماكن عمومي.

6– اجازه دارند آزادانه به بحث و مناظره بپردازند.

7– پيمان بين مسلمانان و اهل ذمه، تا زمانی از طرف مسلمانان رعايت مي‌شود كه آنها در مملكت فتنه و آشوب به پا نكنند و يا وطن را به قصد جنگ با مسلمانان ترك نكنند.

8– از خدمت سربازي معاف هستند، زیرا سربازي در اسلام به معنی جهاد در جهت ابلاغ دين خدا به جهانيان است، كه آنها به اين كار ایمان ندارند. البته هم پذيرش آن­ها در اين زمينه خطرناك است و هم اینکه ازجهتی ظلم بر آنهاست. اما در زماني كه مملكت اسلامی مورد حمله قرار گيرد و خودشان داوطلب دفاع از میهن اسلامی، در اين صورت پذيرفته مي‌شوند و در این حال ديگر جزيه نمي‌دهند.

9- اجازه­ی تشکیل شهرباني و ژاندارمري، براساس قوانین و عقاید خود- در منطقه­ی اختصاصی­شان- را دارند، اما اجازه­ی مرزبانی به آن­ها داده نمی­شود.

10– از لحاظ فرهنگي در منطقه­ی خودشان كاملاً آزاد هستند و بر اساس تعاليم مذهبي­شان عمل مي‌كنند.

11– در منطقه‌ي خودشان حق تشكيل مجلس شوراي محلي را دارند.

12– از آزادي بیان، تبليغ و کسب وکار برخوردارند.

13– عمل به محرمات اسلامی در بين خودشان آزاد است، به شرطي كه آن را اشاعه ندهند.

منبع: سلسله درس گفتارهای «نظام سیاسی اسلام»

نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 1:31 توسط kd| |

نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 0:37 توسط kd| |


تهديد به قطع همکاری با آژانس بين‌المللی اتمی
يک روز پس از صدور قطعنامه‌ی شورای حکام عليه ايران، علی‌اصغر سلطانيه، نماينده‌ی ايران در آژانس بين‌المللی انرژی اتمی، اعلام کرد ايران به قطعنامه عمل نخواهد کرد. وی گفت اين قطعنامه فضای همکاری فعلی ايران با آژانس را مختل می‌کند و با صدور اين قطعنامه، ايران همکاری‌های داوطلبانه‌ی خود را ديگر ادامه نخواهد داد. [خبر را بخوانيد]


وزير علوم:
تفکيک ‌جنسيتی را مطابق با جهان‌بينی اسلامی اجرا می‌کنيم

کامران دانشجو، وزير علوم، در باره‌ی موضوع تفکيک جنسيتی در دانشگاه‌ها، اعلام کرد: "آن‌چيزی که با جهان‌بينی اسلامی مطابقت داشته باشد را اجرا می‌کنيم... ما رشته‌هايی را خاص زنان و رشته‌هايی را خاص آقايان می‌خواهيم و اين بحث در تمام دنيا هم وجود دارد." کامران دانشجو در مورد فعاليت سياسی در دانشگاه ها گفت: "ما دارای نظام جمهوری با جهان‌بينی اسلامی هستيم و فعاليت سياسی بايد در راستای جهان‌بينی اسلامی، منافع ملی و مصلحت عمومی باشد... اگر در دانشگاهی از ميان ۳۰ هزار دانشجو تنها ۱۰۰ نفر نظر ديگری داشته‌باشند و مشکل‌ساز شوند قطعا برخورد می‌کنيم." [خبر را بخوانيد]

از میان اخبار گویا
7 آذر » شبکه تلويزيونی صدام آغاز به کار کرد، فارس
7 آذر » فولادگر، عضو کميسيون صنايع مجلس هشتم: انکار نکنيد؛ صنايع با ظرفيت کمتر از ۴۰ درصد کار می‌کنند، ايلنا
7 آذر » بيانيه شماره يک ستاد هماهنگی جنبش سبز دانشجويی به مناسبت ۱۶ آذر، موج سبز آزادی
7 آذر » بی‌خبری مطلق از بهمن احمدی‌امويی در آستانه برگزاری دادگاه‌اش، تا آزادی روزنامه نگاران زندانی
7 آذر » واکنش سخنگوی وزارت خارجه به قطعنامه: لزومی به اجرای تعهدات حداکثری در قبال آژانس نمی‌بينيم اما عضو آژانس می‌مانيم، مهر
7 آذر » وکيل محمد صيادی، فعال دانشجويی: حکم دو سال و نيم حبس هيچ‌گونه مبنای قانونی ندارد، کميته گزارشگران حقوق بشر
7 آذر » احمد خاتمی: آژانس با صدور اين قطعنامه حيثيت‌اش را برد، اگر سوخت را تامين کرديد هيچ، اگر کارشکنی کرديد خودمان تامين می‌کنيم، ايسنا
7 آذر » شرکت روسی: نيروگاه اتمی بوشهر در مرحله پايانی ساخت است، ايلنا
7 آذر » وزير علوم: تفکيک ‌جنسيتی را مطابق با جهان‌بينی اسلامی اجرا می‌کنيم، ايلنا
7 آذر » سلطانيه: ايران به قطعنامه عمل نخواهد کرد، راديو بين‌المللی فرانسه
7 آذر » تغيير علوم انسانی در دانشگاه ها به حدادعادل سپرده شد، جرس
7 آذر » جمشيد زارعی فعال مدنی آذربايجانی برای اجرای حکم به زندان تبريز منتقل شد، ساوالان سسی
6 آذر » ميرحسين موسوی به عيادت بهزاد نبوی رفت، نوروز
6 آذر » کناره گيری آيت الله جوادی آملی از امامت جمعه قم: اگر تقصيری بوده از همگان عذرخواهی می‌کنم، ايلنا
6 آذر » کاوه جوانمرد روزنامه‌نگار کُرد از زندان آزاد شد، موکريان
6 آذر » تارنمای "تا آزادی زندانيان سبز" فيلتر شد
6 آذر » ادامه بازداشت صالح دلدم، مسئول کميته هنری ستاد مهدی کروبی، کميته گزارشگران حقوق بشر
6 آذر » سخنان سلطانيه در نشست شورای حکام: گزارش مديرکل مقابله با اساسنامه آژانس‌ است، مهر
6 آذر » سردار جعفری، فرمانده سپاه: ابعاد تهديدات نرم بسيار گسترده تر از تهديد نظامی است، مهر
 
نوشته شده در شنبه هفتم آذر 1388ساعت 18:3 توسط kd| |

متن پیام دبیركل جماعت دعوت و اصلاح ایران

 به مناسبت عید سعید قربان

بسم الله الرحمن الرحیم

ذی‌الحجة الحرام، ماه قهرمان یكتاپرستی، ابراهیم خلیل و ماه نماد همیشه جاوید تسلیم مطلق در برابر فرمان الهی، اسماعیل ذبیح و ماه معمار معانی حیاتبخش و انسان ساز خطبة الوداع، محمد مصطفی – صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین – فرا رسید و صد‌ها هزار مسلمان شیفته و دلداده به منظور تعظیم شعائر الهی و دوباره زیستن همه این خاطره‌های مبارك و ده‌ها خاطره و درس و اندرز نیكان و پاكان و برگزیدگان، راهی دیار مقدس شدند‌، تا اجابت مكرر دعای جاودانه خلیل خداوند از فرازنای تاریخ‌، دگر‌باره بشریت را مسحور خود گرداند كه‌:

"...فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَیهِمْ..." [إبراهیم/37]

و ماه كعبه، نماد آرمان مشترك امت اسلامی و محور یگانگی، مساوات و یكرنگی پیروان محمد، كه همه را از حاكم ومحكوم وفقیر و غنی و پیر و جوان بر طبق آیین پاك و شریعت جاویدان آخرین برگزیده خداوند ذو‌الجلال‌، به دور خود می‌گرداند تا نه فقط برون‌ها و ظواهر از همه نوع نشانه های تفاخر و تمایز مادی پاك گردند، بلكه زبان‌ها نیز به ذكر یكسان و هماهنگ یكتا پرستی و فرمانبرداری مزین گردند كه :

"لبیك الهم لبیك، لبیك لا شریك لك لبیك، إن الحمد و النعمة لك و الملك، لاشریك لك"

و درنهایت درون‌ها و قلب‌ها حول محور حبل متین الهی الفت گیرند كه :

" وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا... فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً..." [آل‌عمران/103]

و همه بیاموزند و باور كنند كه:

" وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ..."[حجرات/13]

 یكی از ارزنده‌ترین درسهای این ایام و این مناسك، تأكید بر حرمت خون مسلمان و پاسداشت حق حیات كریمانه انسانی است چه آنجا كه خداوند علیم، پس از آن امتحان تاریخی و افتخارآفرین، فدیه‌ای برای خون اسماعیل قرار می‌دهد و چه آنجا كه محمد مصطفی–صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم– در خطبة‌الوداع مردمان را مخاطب قرار می‌دهد كه:

"یا أیها الناس أی یوم هذا؟ قالوا: یوم حرام.  قال: أی بلد هذا؟ قالوا: بلد حرام. قال: فأی شهر هذا؟ قالوا: شهر حرام. قال: فإن دماءُكم و اموالُكم و اعراضكم علیكم حرام كحرمة یومكم هذا فی بلدكم هذا فی شهركم هذا...[صحیح بخاری/حدیث1739، ص304 – دار ابن‌حزم]

ای مردم! امروز چه روزی است؟ عرض كردند: روز حرام. فرمود این سرزمین چه سرزمینی است؟  گفتند: سرزمین حرام.  فرمود: این ماه چه ماهی است؟  گفتند : ماه حرام. فرمود: پس همانا خون‌ها و مال‌ها و آبروی شما بر یكدیگر حرام است،  همانند حرمت این روز شما در این سرزمین شما در این ماه شما."

امروزه متأسفانه این حرمت در پاره‌هایی از سرزمین مسلمانان پاس داشته نمی‌شود. دست‌اندازی به حق حیات مسلمانان با هر انگیزه و بهانه‌ای، به جز آنچه در صریح كتاب و صحیح سنت آمده است‌، گناهی بزرگ و نابخشودنی و به مثابه تعرض به حق حیات بشریت است كه‌:

"...أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً..."  [مائدة/32]

"وَ مَنْ یقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فِیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظِیماً" [نساء/93]

به راستی شگفت‌انگیز است در شرایطی كه برخی زمامداران مسلمان‌، با دولت‌هایی كه دست‌هایشان بارها به خون مسلمین آلوده شده است، باب گفتگو و مذاكره و تفاهم می‌گشایند، با ملت‌های خود یا احیاناً كشورهای مسلمان حاضر به گفتگو و حل و فصل مسالمت‌آمیز منازعات نیستند.

 

 برادران و خواهران گرامی، هم‌میهنان ارجمند!

عید سعید قربان مبارکباد.

شایسته است این ایام و لحظات گرانقدر را برای یادآوری این مفاهیم ارزنده واین رخدادهای عظیم مغتنم بدانیم و هرچه بیشتر بیاموزیم و بیش از آن هم عمل كنیم. سعی كنیم همزمان با وقوف حجاج در عرفات، نهمین روز ذی‌الحجه را با روزه‌داری‌ و مناجات به درگاه خداوند سپری كنیم و از ذات ذوالجلالش بخواهیم:

پروردگارا! مسلمانانی را كه با عزم ادای مناسك حج، در سرزمین وحی حضور یافته‌اند، توفیق به جای آوردن حج مقبول عنایت و دعای آنان را در حق مسلمین اجابت فرما و وحدت و اخوت و صفا و امنیت را به امت اسلامی ارزانی دار!

ای خدای مهربان! دنیای وجودمان را چنان وسعتی از شناخت خودت ارزانی فرما که نشانه‌های پیدا و پنهان حضورت در همه ی هستی را با همه ی جانمان درک کنیم تا مگر ابراهیم‌آسا تمام اسماعیل‌هایی را که خود در اوج ناباوری و نداشتن بر ما عطا فرمودی، در صراط رضایت تو فدا کنیم، شاید از زمره ی مومنان قرار گیریم!

ای خدای کعبه!چنان توفیقی بر ما هدیت کن تا آزمونهای بزرگی را که در گردنه های سخت زندگی بدانها دچار می شویم، سربلند و سرافراز پشت سر نهیم و چون " نیکوکاران به غایت" در منتهای رحمت و مهربانی خود بر ما سلام و درود بی پایان فرستی!

ذوالجلالا! تار و پود وجودمان عجین با خواهش از تو خواستن است. به شکرانه ی منتی که ما را به سرافرازی از آزمونهای سخت مفتخر می کنی، برکات اسحاق گونه ات را بر جان و مالمان ارزانی دار و ما را چون بندگان مخلص ات، شادی و شادابی جاودان ایمان و بندگی نصیب فرما!

ای خداوند مهربان! بر پیام آوران ایمان و عدالت و استقامت درود فرست. همانا تو مومنان و محسنین و مرسلین را بهترین کفایتی!

پروردگارا! غربت حزن‌انگیز قدس شریف و مسجدالاقصی را پایان ده و ما را وسیله این آزادی  قرار بده!

آمین یا رب‌العالمین

الله اكبر و لله الحمد

عبدالرحمن پیرانی

۸۸/۹/۴

نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 0:2 توسط kd| |


نامه‌ شيرين عبادی به بان کی‌مون:
ادعای حکومت ايران کذب محض است

شيرين عبادی، رييس کانون مدافعان حقوق بشر به نمايندگی از اين کانون با تقديم نامه‌ای به بان کی مون، دبير کل سازمان ملل متحد توضيحاتی در رابطه با رفتار مسئولان جمهوری اسلامی با کانون مدافعان حقوق بشر؛ به مجموعه فعاليت های اين نهاد حقوق بشری پرداخت. در اين نامه ادعای حکومت ايران مبنی بر اين که "کانون مدافعان حقوق بشر برای تأسيس، مجوز اوليه را کسب کرده بود، اما نتوانست اسناد مورد نياز را طبق قانون برای کسب پروانه قانونی ارائه کند"؛ کذب محض خوانده شده است. [نامه را بخوانيد]

از میان اخبار گویا:
4 آذر » بيانيه شماره ۱۵ ميرحسين موسوی به مناسبت سالگرد تاسيس بسيج: افسوس بر بسيج اگر تا حد يک حزب سياسی تنزل کند! کلمه
4 آذر » سردار صفوی: در آشوب‌ها اگر بسيجيان نبودند امنيت برقرار نمی‌شد، ايسنا
4 آذر » ادامه بی خبری از بازداشت‌شدگان سازمان ادوار تحکيم، کميته گزارشگران بدون مرز
4 آذر » محمد خاتمی: افتخار می‌کنيم که از آزادی و انتخابات آزاد دفاع می‌کنيم، ايلنا
4 آذر » بررسی موثق و کامل حکم سنگين احمد زيدآبادی در گفتگو با وکلای وی، دويچه وله
4 آذر » اطلاعيه کانون نويسندگان ايران: دستگاه سرکوب هم‌چنان قربانی می‌گيرد
4 آذر » دکتر اکبر کرمی دستگير شد، اخبار روز
4 آذر » نگه‌داری اعضای بازداشت‌شده‌ی دانشجويان ليبرال در انفرادی‌های ۲۰۹، بامدادخبر
4 آذر » نامه کانون مدافعان حقوق بشر به دبير کل سازمان ملل متحد: ادعای حکومت ايران در باره کانون، کذب محض است!
4 آذر » ساسان آقايی تفهيم اتهام شد، کميته گزارشگران حقوق بشر
4 آذر » نادر احسنی، از دانشجويان طيف چپ، به يک سال حبس تعزيری محکوم شد، کميته گزارشگران حقوق بشر
4 آذر » عاطفه نبوی به ۴ سال حبس تعزيری محکوم شد، کميته گزارشگران حقوق بشر
4 آذر » رمضان‌زاده: مدافع جمهوری اسلامی هستم، اما مخالف احمدی‌نژادم و از اين موضع بر نخواهم گشت، موج سبز آزادی
3 آذر » روزنامه همشهری با دستور قوه‌ قضائيه رفع توقيف شد، ايلنا
3 آذر » علی تاجرنيا به ۶ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد، ايلنا
3 آذر » احمدی‌مقدم، فرمانده ناجا: با تجمعات غير‌قانونی ۱۶آذر برخورد می‌کنيم، ايلنا
3 آذر » گزارش بازداشت دانشجويان طی آبان ماه؛ بازداشت ۶۰ دانشجو در يک ماه، اميرکبير
3 آذر » محمد عطريانفر از زندان آزاد شد، ايسنا
3 آذر » انتقاد شديد اعضای شورای ‌شهر از توقيف روزنامه‌ همشهری، ايلنا
 
نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 23:4 توسط kd| |

بیانیه شماره ۱۵ میرحسین موسوی

به مناسبت سی‌امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان

برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟//// بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد.

کلمه: مهندس میر حسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن سی امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان بیانیه ای را صادر کرد.نخست وزیر محبوب امام در این بیانیه به اهداف تاسیس نهاد بسیج مستضعفان و مقایسه ای بین عملکرد این نهاد در سالهای اولیه انقلاب وماههای اخیر پرداخته است.

به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقه‌ها و گرایش‌ها در دوره‌ای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجه‌های کلان و سلاح‌های گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که توانایی‌های بسیج را شکل داد، بلکه نیت‌هایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوه‌هایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده می‌شود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر (ص) را به یاد می‌آورند.

علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت ها به وجود آورد و این موثرترین اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود نداشت که قدرت‌های بزرگ و کوچک مخرب‌تر از آن را در اختیار نداشته باشند و تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان می‌کرد ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمی‌ترسیدند و در دفاع از آرمان‌ها و حقوق خود کوتاهی نمی‌ورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از ملت ما را به نمایش می‌گذاشت.

و بسیج جلوه‌گاهی بود برای ظهور یکپارچگی اقشار و سلیقه‌های گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را غرس می‌کرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد». چنین هدفی چگونه می‌توانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا می‌کرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست میلیونی ایجاد ‌آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگ‌های جامعه را در خود جمع کند؛ شبیه‌ترین چیز به پرچم‌های سالار شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند می‌شود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش می‌آورد.

اگر بسیج به یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسان‌هایی عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن.

اینک نیز داستان همین است. نوعی از نام‌ها و نشانه‌ها، نوعی از کلمات و ظواهر، نوعی از لحن‌ها و لهجه‌ها، نوعی از جملات و طلسم‌ها…. نیستند که مدرسه‌های عشق و انسان‌های بزرگ می‌سازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و ایران به آنان افتخار می‌کند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوته‌های فتنه آزموده نشود؟

احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون.

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و در فتنه‌ها آزموده نخواهند شد؟

و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین

به تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغ‌گویانند.

اینک نوبت به وارثان باقری‌ها و باکری‌ها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده می‌شود امروز در بوته تاریک‌ترین شبهه‌ها و فتنه‌ها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاس‌ها واهی است و کسانی که این‌گونه قیاس می‌کنند بسیج را ماشینی سرکوبگر می‌‌خواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسان‌هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را می‌دانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می‌شود به راستی چیست؟ دستگاهی بی‌نیت که بفرموده چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران و برادرانش را می‌شکند، یا نهادی مجهز به عمیق‌ترین بصیرت‌ها که می‌تواند در ظلمانی‌‌ترین شب‌های فتنه راه‌ را از بیراهه‌ تشخیص دهد؟ شب فتنه روز کسانی است که در پاسخ به این پرسش‌ها مردد مانده‌اند.

اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پاره‌های شب تاریک شما را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت ‌کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت ‌دهد تصدیق می‌شود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت می‌رود و کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ می‌راند؛ کتابی که به سوی بهترین راه‌ هدایت می‌کند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان می‌دهد تا با راستگویان باشیم.

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین

ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.

ولی اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان می‌رسید. در عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمی‌گویند. کسانی که در مبارزه سیاسی اصلی‌ترین شیوه‌شان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی‌ با آنان و ایمان سازگار با پیروی‌شان نیست. آیا در این چند ماهه هیچ دروغی نشنیده‌اید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان باشید.

بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟

بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ عرض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند. امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی‌خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می‌دید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.

برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده می‌شوند. مگر نمی‌گوییم عنوان‌هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها، و امثالشان محمل‌هایی است تا قدرت‌ها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمان‌هایی باشند از آنها فاصله می‌گیرند؟ مگر می‌خواهند مکتب‌شان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن می‌کنیم و ملاک بی‌دینی قرار می‌دهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزه‌هایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس می‌گیرد زخمی شود؛ زخم‌هایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابان‌ها می‌بینند.

بسیج نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟

و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم

و مردمی را که به دادگری امر می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.

بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیش‌رویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازه‌ترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباس‌های مخوف می‌پوشند و ‌در خیابان‌های شهر آرایش‌های نظامی به خود می‌گیرند تا هم‌وطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را می‌ترسانند چون خود می‌ترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم می‌کنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمی‌کنند که با این رفتارهای کوته‌بینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار می‌دهند.

کافی است مردم بترسند تا پای قدرت‌ها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشه‌دار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرت‌ها با شعار آزادی‌بخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عین‌حال که وقتی ابوغریب‌ها را به راه می‌انداختند طمع خویش را در چهره‌های وحشت‌زده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور می‌گفتند شما همان‌هایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاح‌های رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریست‌های افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه می‌کشند. قربانیان ددمنشی‌های صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را می‌پردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.

حال کسانی در داخل کشور می‌خواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایش‌های آنان مردم یا نمی‌ترسند، که نمی‌ترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب می‌شود، و یا خدای ناکرده می‌ترسند. در آن صورت آیا اسباب‌بازی‌های جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟

بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بی‌نیاز نمی‌شویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریت‌های خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهم‌تر از آرمان‌های جنبش سبز ما را مجبور می‌کند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.

و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگرکارگر نشود چاره‌ دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچم‌های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز می‌شویم.

میر حسین موسوی

۱۳۸۸/۰۹/۰۴

نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 22:52 توسط kd| |

 


احمد زيد آبادی به ۵ سال زندان در تبعيد محکوم شد
احمد زيدآبادی روزنامه نگار و دبيرکل ادوار تحکيم وحدت، به ۵ سال زندان در تبعيد محکوم شد. صبح امروز با انتقال زيدآبادی به دادگاه، در حالی که حکم ۵ سال حبس با تبعيد در گناباد را به وی اعلام کرده اند مبلغ قرار وثيقه را نيز تشديد کرده و از ۲۵۰ ميليون تومان به ۳۵۰ ميليون تغيير داده اند. با اين اقدام دادگاه خانواده زيدآبادی ناگزيرند به تلاش برای تامين وثيقه جديد تعيين شده بپردازند. [خبر را بخوانيد]


روزنامه "خبر" تعطيل شد
روزنامه خبر که در محافل رسانه‌ای به روزنامه منتسب به طيف لاريجانی مشهور بود از امروز انتشار مکتوب خود را متوقف کرد. يک مقام آگاه در اين روزنامه از اعمال فشارهای برخی محافل سياسی، به ويژه افراطيون حامی دولت بر آن، خبر داد و افزود: "در حال حاضر در نظر داريم که در قالب سايت اينترنتی "خبرآنلاين" همچنان به فعاليت خود ادامه دهيم." روزنامه خبر، اگرچه روزنامه‌ای اصولگرا محسوب می‌شد، اما مشيی انتقادی نسبت به عملکرد دولت داشت و سياست‌های اقتصادی‏، سياسی، فرهنگی و اجتماعی دولتمردان را به چالش می‌کشيد. [خبر را بخوانيد]

از میان اخبار ...
2 آذر » جبهه مشارکت: اين نظام بدون پشتوانه مردمی و محتوای عدالت وجود خارجی ندارد، نوروز
2 آذر » نوروز: سعيد مرتضوی در سال ۸۶ بازداشت شده بود
2 آذر » پاسخ عباس کيارستمی به بهمن قبادی، راديو فردا
2 آذر » احمد زيد آبادی به ۵ سال زندان در تبعيد محکوم شد، کميته گزارشگران حقوق بشر
2 آذر » تظاهرات شهروندان برزيلی عليه سفر احمدی نژاد به اين کشور، جرس
2 آذر » دادگاه محمد داوری، سردبير سحام نيوز برگزار شد، ايلنا
2 آذر » روزنامه همشهری توقيف شد، ايلنا
2 آذر » احضار مهدی عربشاهی، دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت، به دادگاه
2 آذر » بانک مرکزی: کاهش ۶۲ درصدی ساخت و ساز در تهران، فردا
2 آذر » مهرنوش اعتمادی، عضو کمپين يک ميليون امضا، بازداشت شد، کمپين در اصفهان
2 آذر » بی خبری مطلق از وضعيت دانشجويان ليبرال در بازداشت، مجموعه فعالان حقوق بشر
2 آذر » ساسان آقايی، روزنامه‌نگار و وبلاگ نويس، بازداشت شد، مجموعه فعالان حقوق بشر
2 آذر » جلوگيری از شرکت مردم در مراسم فروهرها، دويچه وله
2 آذر » بی خبری از وضعيت دانشجويان بازداشتی کرد بعد از تجمع اعتراضی به حکم اعدام احسان فتاحيان در دانشگاه تهران، اميرکبير
2 آذر » تجمع اعتراضی در دانشگاه خواجه نصير به خشونت کشيده شد، اميرکبير
2 آذر » سرلشگر صفوی: بسيج نيروی تحت فرمان دولت نيست، ايلنا
2 آذر » هشدار هاشمی رفسنجانی: اگر مردم را از نظام اسلامی بگيريم به آن خدشه وارد می‌شود، ايلنا
2 آذر » پشت پرده تعطيلی روزنامه "خبر"، ايلنا
2 آذر » صدور حکم ۴۸ ماه زندان تعزيری و شلاق برای دانشجويان دانشگاه مازندران، اميرکبير
مقالات
نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 15:25 توسط kd| |

نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388ساعت 0:52 توسط kd| |